خورشاه بن قباد الحسينى
2
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
يافت به سبب توهّم زوال ملك خود ، خدمتش را از ممالك محروسه اخراج نمود . آن حضرت با جمعى از ارباب ارادت به طرف حلب رفت و بعد از چندگاه به ديار بكر آمد . والى آنجا در آن اوان ، حسن بيك آققوينلو بود و با ميرزا جهانشاه مخالفت و مخاصمت مىورزيد ، چون بر وصول مقدم سلطان جنيد آگاه گشت به قدم ارادت و احترام استقبال نموده دست تشبّث و اعتصام به مؤدّاى « فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها » « 1 » [ به ] ذيل « 2 » محبّت و مودّت آن دودمان ولايت آشيان استوار ساخته به مصاهرت آن حضرت مفاخرت جست و خواهر خود مهدعليا خديجه بيگى را به نكاح آن حضرت درآورد و حضرت شاه غازى ، اعنى سلطان حيدر از آن خاتون متولّد شد و حضرت سلطان جنيد را چون هميشه آرزوى جهاد با كفّار چركس در خاطر عاطر بود ، در اين وقت جمعى از مريدان و محبّان را فراهم آورده به موجب فرمان لازم الاذعان « وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ » « 3 » روى توجّه به فتح بقاع و بلاد اهل شرك و [ 3 ] عناد نهاد و بعد از غزو كفّار به مملكت شروان « 4 » درآمد . سلطان خليل كه والى شروان بود از استيلا و استعلاى او هراسان شده سپاه خويش را مقابل ايشان فرستاد و بعد از اتّصال فريقين حرب عظيم دست به هم داد و در اثناى محاربت ، حضرت سلطان جنيد به عزّ شهادت فايز گشت و به روضهء رضوان پيوست . بعد از شهادت آن حضرت ، فرزند ارجمندش سلطان حيدر بر مسند هدايت و ارشاد قدم نهاده مريدان و معتقدان را به طريق صواب و سداد هدايت مىفرمود و چون زمام سلطنت آذربايجان و عراق و فارس بعد از زوال دولت ميرزا جهانشاه در قبضهء اقتدار و اختيار حسن بيك درآمد ، خدمتش از وفور اخلاص كه به آن خاندان ملايك آشيان داشت به مصاهرت مجدّد ميل فرموده سليلى « 5 » از صلب شاهى كه مخدّرهء تتق عصمت و متوارى حجرهء كرامت بود در سلك ازدواج سلطان حيدر درآورد .
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) ، آيه 256 . ( 2 ) . ب : به دليل . ( 3 ) . حج ( 22 ) ، آيهء 78 . ب و ت : « وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ » . ( 4 ) . شروان : اين ولايت در جنوب شرقى قفقاز در حوزهء علياى نهر ارس و رود كورا ، مجاور با گنجه و شكى ، واقع شده است . ( لغتنامه ) ( 5 ) . ب : سليكى .